حاج ملا هادي السبزواري

484

شرح مثنوى

نزول ، فيض الاشرف فالاشرف نازل مىشود تا اخسّ . و در صعود ، اوّل ممكن اخس و ادنى بر ماده فايض مىشود . و پس از آن خسيس و دانى . و پس از آن شريف و اشرف . پس در وضع اين قلاع و ابوابشان ، نضدى و ترتيبى است . پس قلعهء سودنىها و ملموسات در تحت واقع است . چه ، ملموسات ادناى محسوسات باشند . و لامسه ، ادناى حواس نمىبينى مدركاتش تا ملصق به آن نشوند ، ادراك نكند ؟ به خلاف سامعه ، كه صوت بر سر فرسخ را ادراك كند ، و باصره دور تر را ، و شامّه هم مبدا و جهت روايح را . پس روحانيت اين حواس غالبتر است . و ذائقه نيز در جسمانيت ، قريب لامسه است و مدركاتش تالى ، نيز . پس منتهى مىشوند ملموسات به اعجاز ، كه اعلاى آنهاست ، و مشحون است از حرارات و برودات و رطوبات و يبوسات ، و از لين و صلابت و ثقل و خفّت و خشونت و ملاست و نعومت و غير اينها و افراد صرفها و اعتدالها لا تعدّ و لا تحصى . و چون مساحت اين قلعه به حسب طول منتهى شود به سورى در ذروهء آن سور دروازه باشد به قلعهء مذوقات ، كه مشحون است از طعوم ، كه بسايط كليّه آنها نُه‌اند : حلاوت و حموضت و حرافت و دسومت و قبض و عفوصت و مرارت و تفاهت و ملوحت . و مركَّبات اينها و افراد بسايط و مركبات بىنهايتند . چنان كه هر جسمى را طعمى است ، گياه باشد يا غير آن . حتّى معادن صلبه را بعد از تليين و اذابت ، مزه اى است . و چون مساحت اين قلعه نيز منتهى شود به سورى در ذروهء آن سور دروازه باشد به قلعهء مشمومات طيّبه و منتنه . و انواع و اصناف و افراد اينها را نيز نهايت نيست . و منتهى شود به سورى . و در ذروهء سور دروازه اى به قلعهء عظيمهء مسموعات - از اصوات آليّه و غير آليّه ، مطربه و غير مطربه ، حيوانيه و غير حيوانيه ، نطقيه و غير نطقيه ، موضوعه و مهمله ، خفيّه و جهريه ، و غير ذلك . و مساحت اين هم در طول به سورى كه در ذروهء آن دروازه اى است آنق و ابهى با آينه بندىها و نور افشانىها ، چون جليديهء محفوفه به رطوبات صافيه و طبقات لطيفه و مجمع النورين سرير باصره مفتوح به قلعهء اعظم اوسع مبصرات - از الوان و اشكال و أبعاد و احجام و انوار شمسيه و قمريه و نجوميه و سراجيه و اظلَّهء صورتهاى زيباى آدميه و غير آدميهء غير متناهيه - كه هر يك يكتا و بىهمتايند و با عدم انقطاع فيض خدا ، دو تا به هم نمىمانند و مظهر ليس كمثله شىء هستند . و آيا باصره اعلاست يا سامعه ؟ حق آن است كه باصره اعلاست . چه ابعد است مدركاتش - كما مرّ . چه تا شب چشم به آسمان اندازى دفعةً ، كواكب ثابته را در آسمان هشتم ببينى ، كه باصره طى امكنه و مسافات كند . ديگر آن كه ، از مدركات باصره است نور ، كه مبدئيت و تربيت